مهدیس جونمهدیس جون، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 4 روز سن داره

مهدیس دختری از جنس ماه

بابای وحیدم تولدت مبارک.....

1393/3/9 12:03
نویسنده : مامان الهام
303 بازدید
اشتراک گذاری

پدرم من نبودم و تو بودی ،
بود شدم و تو تمام بودنت را به پایم ریختی ،
اکنون که با بودنت زندگی می کنم ،
هر روز، هر لحظه، هر آن و دم به دم هستی .
شانه‏ هایت، ستون محکمی است پناهگاه امن خانه را.
دست در دستانم که می‏گذاری، خون گرم آرامش، در کوچه رگ‏هایم می‏دود.
لبخند پدرانه‏ات، تارهای اندوه را از هم می‏دراند.
تویی که صبوری‏ات، دل‏های ناامید را سپیده‏دم امیدواری است. مرامنامه دریا را روح وسیعت به تحریر می‏آید؛ آن هنگام که ابرهای دلتنگی، پنجره‏های خانه را باران می‏پاشند.
آسمان همواره بوسه بر پیشانی بلندت را آرزومند است.

پدرم تو که هستی امیدم نامید نمیشود.
آجر به آجر، ساخته می‏شوم؛ وقتی پناه دست‏های امنت، موسیقی مهربان عشق را به ترنم می‏سرآیند.

اینم کیکی که به مناسبت تولد بابا وحید ,مامانی و دخملی درست کردن.و عصر تولد یه جشن کوچولوی 3نفره  گرفتیم و خییییلی بهمون خوش گذشت اینقدر که تا فرداش میگفتی دوباره واسه با وحید تولد بگیریم؟؟؟؟

البته فردا شبش دایی مهدی و خاله فاطمه و پدر جون اینا بمناسبت تولد وحید عزیزم اومدن خونمون و دورهمی  صفایی بود.

 

پسندها (2)

نظرات (1)

سنا
20 خرداد 93 3:56
الهام جون خوشحالم که مثل همیشه شاد و پرانرژی هستی.با دیدن وبلاگ دختر نازت انرژی میگیرم.تولد همسرت رو هم بهت تبریک میگم.امیدوارم سایه خوشبختی هیچ وقت از زندگیت کم نشه.ارزوی دیدن و کنار دوست خوبی مثل تو رو باید تو دیار غربت به گور ببرم.کاش میشد تو بیای بهم سر بزنی.میدونم اینم یه ارزوی محاله.تو همیشه لایق بهترینها بودی.........